Sunday, 29 May , 2022
امروز : یکشنبه, ۸ خرداد , ۱۴۰۱ - 28 شوال 1443
شناسه خبر : 16285
  پرینتخانه » یادداشت سردبیر تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۴۰۰ - ۴:۱۷ |
تأملی در روایات تاریخی سرداران

تاریخِ بی گذشته

«در جنگ جهانی اول انگلیس با تحمیل قحطی به کشور ایران جمعیت ۲۰ میلیون آن زمان ایران را تبدیل به ۱۲ میلیون کرد؛ یعنی ۳ میلیون نفر به صورت مستقیم با قحطی از میان رفتند و ۵ میلیون نفر دیگر براثر بیماری و شرایطی که انگلیس بر کشور ایران تحمیل کرده بود جان خود را […]

تاریخِ بی گذشته

«در جنگ جهانی اول انگلیس با تحمیل قحطی به کشور ایران جمعیت ۲۰ میلیون آن زمان ایران را تبدیل به ۱۲ میلیون کرد؛ یعنی ۳ میلیون نفر به صورت مستقیم با قحطی از میان رفتند و ۵ میلیون نفر دیگر براثر بیماری و شرایطی که انگلیس بر کشور ایران تحمیل کرده بود جان خود را از دست دادند، سوال این است که چرا هیچ روزی برای این هشت میلیون نفر ایرانی قربانی شده توسط انگلیس نداریم؛ هولوکاست واقعی این است و انگلیسی ها هنوز پایشان گیر است و ما باید مطالبه گری کنیم».

این بخشی از سخنان فرمانده هوا و فضای سپاه پاسداران در هفته اخیر است.

این روایت و مدعای سردار امیرعلی حاجی زاده، تقریباً همزمان با سالگرد سقوط هواپیمای اوکراینی توسط موشک های پدافند هوایی سپاه پاسداران مطرح شده است. حادثه سقوط این هواپیما، بدون تردید به عنوان یکی از حوادث مهم تاریخی در تاریخ ایران و کارنامه نظام جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد و در این میان، جریده همان تاریخ، خالی نخواهد بود از نام سردار حاجی زاده به عنوان یکی از مقامات ارشدِ مسئول در حادثه ی مذکور.

تا این بخش از ماجرا، گمان نمی رود که تردیدی در اصل و اساس ثبت آن حادثه و درج نام سردار حاجی زاده در همان «تاریخ»، وجود داشته باشد. اما پس از این است که مسئله‌ی «نوع روایتِ حادثه» جهت ثبت در تاریخ مطرح می شود.

در این زمینه نیز، بدون تردید حداقل با دو نوع روایت مواجه خواهیم بود. نخست؛ روایت رسمیِ نظام جمهوری اسلامی ایران از حادثه سقوط هواپیمای اوکراین، و دیگری؛ روایت منتقدان و مخالفان این نظام درباره همان حادثه.

سردار حاجی زاده به عنوان یکی از افراد قائل به روایت نخست، تقریباً همزمان با سالگرد حادثه سقوط هواپیمای اوکراین، ضمن سخنرانی در «دوازدهمین اجلاسیه جامعه مدرسین و علمای بلاد» به طرح این مسئله پرداخته که «هولوکاست واقعی» چیزی نیست جز «اقدام انگلستان در تحمیل قحطی به مردم ایران در دوران جنگ جهانی اول که باعث مرگ ۸ میلیون ایرانی شده است».

در ادامه، درنگی خواهیم داشت در متن و بطن همین مدعای فرمانده هوا و فضای سپاه پاسداران، تا ضمن تابش نوری آغشته به تدقیق و تحقیق بر این مدعا، دریابیم میزان اعتبار سایر مدعیات حضرات را در عرصه ی تاریخ.

ورود سرداران سپاه پاسداران به عرصه ی طرح روایات «تاریخی»، طی سالیان اخیر ازدیاد و انبساطِ چشمگیری داشته است. برای نمونه؛ چند ماه پیش از این، معاون هماهنگ کننده سپاه پاسداران گفت «تاریخ‌نویسان مزدور که به سرویس‌های جاسوسی وابسته هستند تلاش می‌کنند تاریخ کشور ما را تحریف کنند. تاریخ ۸ هزار ساله ما را به ۲۵۰۰ سال کاهش داده‌اند».

سردار نقدی در ادامه گفت «سلسله پلید هخامنشی که بزرگترین کشتارها و خیانت‌ها را در کشور کرد بعد از افول قدرت کشور را دو دستی تقدیم یونان کرد.از سوی دیگر ساسانیان هم بعد از افول قدرت کشور را به مغول‌ها تقدیم کردند».

این نوع روایتهای آلوده به انواع خطا و تقلیل‌گرایی های ایدئولوژیک از جانب این مقام ارشد سپاه پاسداران در عرصه‌ی تاریخ، بر اساس مدعای کلان ِصاحب همان سخنان، به مثابه «حقیقتی» در برابر دروغ ها و تحریف های «تاریخ‌نویسان مزدور که به سرویس‌های جاسوسی وابسته هستند» مطرح می شود.

به دیگر بیان؛ حضرات در خاک این مدعا ریشه دارند که «عده ای تاریخ نویس مزدورِ وابسته به سرویس های جاسوسی»، تاریخی آلوده به «تحریف» به مردم ارائه کرده اند، و در برابر این جریان، «ما» در جایگاه سرداران نظامی باید گام در مسیر نقض و نفی این نوع «تاریخ»، و ارائه‌ی تاریخی آغشته به حقیقت و مبتنی بر واقعیت بگذاریم. و این تاریخ کدام است؟ همان که «ساسانیان، کشور را به مغول‌ها تقدیم کردند».

بر همین نهج، به روایت مورد بحث و بررسی در این وجیزه بازگردیم، یعنی وقوع «هولوکاست واقعی در ایران توسط انگلیسی ها در دوران جنگ جهانی اول».

سردار حاجی زاده، این مدعا را بدون ارائه کمترین ارائه‌ی اسناد و منابع موثق تاریخی، در یک سخنرانی مطرح می کند، در حالی که می دانیم این مدعا، نخستین بار نیست که از جانب یکی از مقامات ارشد نظام مطرح شده است. اما طرح عبارت «هولوکاست واقعی» از جانب سردار حاجی زاده بدون تردید، دامنه و عمق این مدعای تاریخی را بسیار افزایش داده است.

بر آگاهان به امور، پوشیده نیست که فرمانده هوا و فضای سپاه پاسداران در جوف مدعای اخیر خود، به ظرافت و مهارت خاصی، علاوه بر ارائه مدعایی بدون اسناد موثق، اقدام به قرار دادن روسیه در حجابی ایدئولوژیک کرده است. اما توسل و تمسک به این حجاب ایدئولوژیک، در روایت سردار حاجی زاده، حداقل از دو منظر انجام گرفته است.

نخست اینکه؛ سردار حاجی زاده، آنجا و آنگاه که به وقوع «قحطی مرگبار» در ایران اشاره می کند، از بابِ «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» کاملاً چشم می بندد بر وقوع قحطی مرگباری که در دوران جنگهای دوگانه ایران و روسیه به وقوع پیوست و باعث مرگ بسیاری از مردم ممالک محروسه ایران شد.

بدون تردید اگر اصل و اساسِ مرادِ سردار، مذمتِ مرگ اهالی ایران در آن دوران است، پس مرگ اهالی ایران بر اثر قحطی و وبای دوران جنگ های ایران و روسیه با مرگ همان جماعت طی چند سال پس از آن در دوران جنگ جهانی اول نباید دارای تفاوت بنیادین باشد.

میراثِ مکتوب تاریخی به زبان فارسی و به زبانهای غیرفارسی، سرشار از منابع موثقی است درباره امواج سهمگین ِ مرگ اهالی ایران در آن دوران که علت العلل آن – علاوه بر اوضاع نابسامان سیاسی داخلی- حملات و هجماتِ ویرانگر روسیه به ایران بود. به گونه ای که بر اساس همان اسناد و منابع، شیوع بیماری های مرگبار بر اثر عدم جمع‌آوری و خاکسپاری کُشته های جنگ های ایران و روسیه، خود باعث افزایش مرگ اهالی ایران در آن دوران شده بود.

روایت تاریخیِ فرمانده هوا و فضای سپاه پاسداران از مرگ میلیونها ایرانی در دوران قاجار بر اثر قحطی، در اینجا حتی شامل قحطی در سالهای ۸-۱۲۸۷ نیز نمی شود. در این دوره نیز میلیونها ایرانی بر اثر قحطی و وبا، خرقه تهی کردند و بسیاری از منابع تاریخی در همان دوران به وضوح اشارتی به نقش روسیه در آن شرایط مرگبار داشتند.

اما علاوه بر این «چشم بندی ایدئولوژیک» در روایت تاریخی سردار حاجی زاده، حتی در متن و بطن مدعای اصلی ایشان درباره وقوع «هولوکاست واقعی» در دوران جنگ جهانی اول در ایران، باز هم هیچ اشاره ای به نقش روسیه در وقوع آن قحطی و مسائل و مصائب مربوط به آن نمی شود.

پرواضح است که اگر اشغال ایران توسط بیگانگان در آن دوران، از جانب سردار حاجی زاده به عنوان علت العلل وقوع آن «هولوکاست» مطرح باشد، با هیچ نوع «چشم بندی ایدئولوژیکی» نمی توان اشغال ایران توسط روسیه را در همان دوران، در حجاب ایدئولوژی پنهان کرد.

طرفه آنکه بسیاری از تحلیلگران سیاسی مدافع سیاست های کلان منطقه ای و بین المللی نظام جمهوری اسلامی در سالیان اخیر، قرابت ایران به روسیه را از این منظر ستوده اند که این قرابت باعث می شود در مجادلات و تحولات منطقه ای و بین المللی، ایران در پناه «ابرقدرتی» چون روسیه قرار گیرد. بر همین اساس، سزاست که «سرداران تاریخ نگار» نیز با رجوعی سرپایی به منابع موثق تاریخی، این نکته را دریابند که در همان دورانِ «هولوکاست واقعی» و پیش از این در سایر قحطی های مرگبار، بسیاری از اهلِ نظر در عرصه سیاسی، به متولیان امور هشدار می دادند که عدم قرابت ایران به قدرتهایی چون انگلستان و روسیه است که سبب شده «منافع ملّی» ایران در معرض انواع خطرات و تهدیدات قرار گیرد.

در فقره ای از همین مکتوبات، چنین می آید که « ترقی و پیشرفت کار هر دولتی منوط به داشتن عهد باطنی مخفی است با دولت پرقوتی تا همسایه و همجوار نتوانند به حقوق آن لطمه بزنند و صدمه وارد آوردند».

بنابراین؛ این نوع قرابتهای استراتژیک از همان دوران نیز مورد توجه اهل سیاست بوده، اما ورای نوع و لونِ سیاست ورزی ها و اتخاذ مواضع و تصمیمات درباره این قرابتها، مثله کردن واقعیات ملموس و مشهود تاریخی در مسلخ ایدئولوژی در راستای تقویت و تحکیم این قرابتها، ماجرایی متفاوت است.

وقایع ِتاریخی، پس از گذشت اندک زمانی، همواره از جانب نظامات ایدئولوژیک، دچار انواع قبض و بسط های مقطعی و موسمی می شوند تا هر کدام به اقتضای زمان و سیر وقایع، آشکار و برجسته شده یا به محاق روند.

واقعه‌ی قحطی مرگبار در دوران قاجار نیز یکی از همان وقایع است که امروز در هنگامه‌ی تحولات سیاسی منطقه ای و بین المللی از جانب متولیان نظام جمهوری اسلامی، در حجابی از ایدئولوژی، به عنوان «هولوکاست واقعی با آمریت و عاملیت انگلستان» در سایه‌ی همان مقتضیات مذکور، مطرح می شود.  

اما متولیان امور در این عرصه، از این نوع مشی ایدئولوژیک، تنها به مثابه ابزارهایی مقطعی و موسمی می توانند بهره برداری کنند و بس. چرا که این نوع «روایتهای تاریخی» که آلوده به انواع خطا و خرافه و جهل و توهم است، کارکردی جز تخدیر عوام در راستای فتح سنگرهای پوشالی در نبردهای ایدئولوژیک نداشته و ندارد.

از دیگر سو، تولیدکنندگان این نوع «روایتهای تاریخی» بر سر شاخی نشسته و بن می بُرند که برای نمونه، نوع مواجهه منتقدان و مخالفانشان در ماجرای ارائه روایتی از سقوط هواپیمای اوکراینی، تنها یکی از توالی فاسد آن است. حتی ورای میدان مبارزات و مجادلات سیاسی، اهل تحقیق و تدقیق چگونه می توانند روایت امثال سردار حاجی زاده را از سقوط هواپیمای اوکراینی، در پناه طرح اینگونه «روایتهای تاریخی» از نوع و لونِ «هولوکاست واقعی»، به دیده‌ی اعتنا و اعتبار بنگرند؟

آنجا و آنگاه که در میدان غلیان و فوران آن میزان از اسناد و منابع موثق تاریخی، روایت وقوع قحطی مرگبار در دوران قاجار، در یک چشم بندی ایدئولوژیک با حذف کامل نقش روسیه مطرح می شود، میدان، تا حداکثر ممکن برای تردید در هرگونه روایتِ آغشته به چشم بندی های ایدئولوژیک در زمینه ی روایت سقوط هواپیمای اوکراینی، از جانب امثال سردار حاجی زاده، هموار و فراخ است.

بر اهل معنا و مبنا، پوشیده نیست که مراد نگارنده این سطور در اینجا لزوماً این نیست که روایت کدام طرف در ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی قرین صحت و حقیقت است، بلکه آنچه مطرح شد، به مثابه کوششی است برای نشان دادن علل و دلایل ِعدم اعتمادِ اهل تحقیق و تدقیق به انواع این روایتهای ایدئولوژیکِ تاریخی.

برای نمونه؛ همان واقعه‌ی «هولوکاست» را به یاد آورید. سالها پیش از این محمود احمدی نژاد، از موضعی کاملاً ایدئولوژیک با تکیه و تاکید بر صبغه و سابقه هایی آشکار در مواجهه‌ی سیاسی با اسرائیل، به طرح تشکیک در وقوع «هولوکاست» و عواقب و توابع آن پرداخت. این موضع ایدئولوژیک، نه کمترین کارکرد مثبتی برای شهروندان ایران در زمینه های مختلف داشت، و نه راهی به وادی کشف و اثباتِ حقایق مکتوم و مستور درباره آن حادثه گشود.

از دیگر سو، در آلمان و برخی کشورهای دیگر، اصولاً و اساساً نوع دیگری از مواجهه ایدئولوژیک با «هولوکاست»، به مسائل و مباحثی چون «یکتایی هولوکاست» انجامید. بر اساس این نوع دیدگاه، هر نوع طرح مسئله ای در راستای تشبیه واقعه ای دیگر در جهان به «هولوکاست»، چیزی نبود جز نماد و نمودِ تسخیف و تخفیفِ جنایاتِ متولیان نظام نازیسم و فاشیسم.

دیدگاه مبتنی بر «یکتایی هولوکاست»، چیزی نبود جز افتادن از آن‌سوی بامی که در سوی دیگرش امثال محمود احمدی نژاد قرار داشتند و دارند.

اما در ماجرای مورد بحث در این وجیزه، سردار حاجی زاده نیز یکی از مخالفین «یکتایی هولوکاست» است، اما از آنجا که او در سوی دیگر همین بامِ ایدئولوژیک اندیشی و تحریف تاریخ قرار دارد، روایتی که از «هولوکاست واقعی» ارائه می کند، از لحاظ علمی دارای اعتبار و شایسته‌ی اعتنا، نیست.

و این، معنا و مبنای نکته ای است که بارها در آثارم ذیل این عنوان مطرح کرده ام؛ «اهل ایدئولوژی، قوم واحد هستند».

امثال سردار حاجی زاده، نمی دانند، و نمی توانند بدانند که «بر سر شاخ نشسته و بُن می بُرند». نفی و نقضِ «یکتایی هولوکاست»، در حالی از جانب اهلِ ایدئولوژی در این سوی از میدان مطرح می شود که عملکرد ایشان در عمل، باعث نفیِ یک نوع «یکتایی» مهم در تاریخ نظام جمهوری اسلامی شد. معنا و مبنای این «یکتایی» این بود که طی بیش از سه دهه – از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۹۸- در ایران، سقوط یک هواپیمای مسافربری توسط موشک، واقعه ای «یکتا» بود که از جانب امریکا درباره پرواز «IR655» به وقوع پیوسته بود. اما این «یکتایی» در پرواز ۷۵۲ هواپیمایی بین‌المللی اوکراین، توسط پدافند هوایی سپاه پاسداران، از بین رفت.

تاریخِ مطلوبِ اهلِ ایدئولوژی، تاریخی است مبتنی بر استخراجِ «باید» از «بود». تاریخی، آلوده به ذبحِ «حقیقت» در پای «مصلحت». تاریخی، مبتنی بر غلبه‌ی «فرموده‌ ها» بر «بوده ها». تاریخی، مبتنی بر سلطه و سیطره‌ی «حال» بر «گذشته».


نویسنده : نی ما جوادپور
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، مورد بررسی ما قرار خواهد گرفت اما در سایت منتشر نخواهد شد.
  • در این بخش از امکان ِ پی گیری حقوقی و قضاییِ مطالب ارسال شده توسط مخاطبان برخورداریم.