Sunday, 28 November , 2021
امروز : یکشنبه, ۷ آذر , ۱۴۰۰ - 23 ربيع ثاني 1443
شناسه خبر : 13940
  پرینتخانه » وقایع اتفاقیه, سیاست تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۴۰۰ - ۲۰:۰۸ |
به بهانه درگذشت وزیرخارجه اسبق امریکا

نگاهی به کارنامه کالین پاول

  کالین پاول بر اثر “عوارض کرونا” درگذشت. به گفته خانواده پاول او با اینکه “کاملا واکسینه” بود به کرونا مبتلا شده بود. پاول از خانواده‌ای متوسط برآمد و تبدیل به اولین وزیر خارجه غیر سفید پوست ایالت متحده شد. او یک افسر ارتش بلندپایه بود که در ویتنام خدمت کرده بود. تجربه این جنگ […]

نگاهی به کارنامه کالین پاول
 

کالین پاول بر اثر “عوارض کرونا” درگذشت. به گفته خانواده پاول او با اینکه “کاملا واکسینه” بود به کرونا مبتلا شده بود.

پاول از خانواده‌ای متوسط برآمد و تبدیل به اولین وزیر خارجه غیر سفید پوست ایالت متحده شد.

او یک افسر ارتش بلندپایه بود که در ویتنام خدمت کرده بود. تجربه این جنگ بعداً به او در تدوین استراتژی های نظامی و سیاسی‌اش کمک کرد.

او مشاور نظامی مورد اعتماد تعدادی از سیاستمداران برجسته آمریکا شد و علیرغم تردیدهای خودش نسبت به حمله ۲۰۰۳ به عراق ، در جهت جلب افکار بین‌المللی به حمایت از این جنگ کمک کرد.

کالین لوتر پاول در ۵ آوریل ۱۹۳۷ در محله هارلم نیویورک متولد شد. او پسر یک خانواده مهاجر جامائیکایی بود .

او به اعتراف خودش یک دانش‌آموز متوسط بود که دبیرستان را بدون برنامه شغلی خاصی ترک کرد.

در حالی که در رشته زمین‌شناسی در کالج سیتی نیویورک تحصیل می کرد ، به سپاه آموزش افسران ذخیره پیوست برنامه ای که برای شناسایی رهبران نظامی آینده طراحی شده بود.

پاول بعداً این دوره را به عنوان یکی از شادترین تجربیات زندگی خود توصیف کرد. او گفت: “من نه تنها آن را دوست داشتم بلکه آن را بسیار خوب هم انجام می‌دادم.”

پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۹۵۸ ، او به عنوان ستوان دوم وارد ارتش ایالات متحده شد. او آموزش های اولیه را در جورجیا گذراند، جایی که به علت رنگ پوستش رستورانها و بارها از ارائه سرویس به او خودداری می‌کردند.

در سال ۱۹۶۲ ، پاول یکی از هزاران مشاور نظامی بود که توسط جان اف کندی، رئیس جمهوری وقت آمریکا به ویتنام جنوبی فرستاده شد تا ارتش محلی را در برابر تهدید ویتنام شمالی کمونیست تقویت کند.

پاول در این ماموریت با قدم گذاشتن بر تله ضدنفر که باعث بلند شدن و فرو رفتن نیزه می‌شود مجروح شد.

در سال ۱۹۶۸ ، پاول پس از جان به در بردن از سقوط هلیکوپتری که در آن سه سرباز دیگر را از میان لاشه سوخته هلی کوپتر نجات داد، از ویتنام بازگشت و نشان دلاوری و شجاعت را دریافت کرد.

او بعد مامور شد تا نامه یک سرباز در حال خدمت را که ادعای قتل عام در مای لای را در مارس ۱۹۶۸ را تقویت می‌کرد پیگیری کند. گفته شده بود که در این قتل عام سربازان آمریکایی صدها غیرنظامی از جمله کودکان را کشتند.

نتیجه گیری پاول مبنی بر اینکه ” درست برعکس، رابطه سربازان آمریکایی و مردم ویتنام عالی است.” در تضاد با شواهد فزاینده‌ای از رفتار بیرحمانه نیروهای آمریکایی با غیرنظامیان قرار گرفت.”

او بعداً متهم به “لاپوشانی” اخبار قتل عام شد. موضوعی که جزئیات آن در نهایت تا سال ۱۹۷۰ فاش نشد.

پاول پس از بازگشت از ویتنام ، قبل از اخذ بورسیه معتبر کاخ سفید تحت ریاست جمهوری ریچارد نیکسون ، مدرک فوق لیسانس مدیریت را از دانشگاه جورج تاون در واشنگتن گرفت.

پاول اکنون به عنوان یک ستاره در حال ظهور دیده می شد. قبل از رفتن به پنتاگون به عنوان افسر ستادی ، در دوره‌ای به عنوان سرهنگ دوم در کره جنوبی بود.

پاول پس از گذراندن دوران دانشجویی در یک دانشکده ارتش ، به درجه سرتیپی ارتقا یافت و قبل از ایفای نقش مشاور در دولت، فرماندهی لشکر ۱۰۱ هوابرد را بر عهده گرفت.

او مدتی در دولت کارتر کار کرد و سپس دستیار ارشد نظامی کاسپار واینبرگر ، وزیر دفاع در دولت رونالد ریگان شد.

پاول در سال ۱۹۸۷ مشاور امنیت ملی شد. یعنی در زمان دخالت آمریکا در به اصطلاح “جنگ های کثیف” در آمریکای جنوبی. از جمله این دخالتها حمایت از نیروهای مخالف و شبه نظامیان جناح راست در نیکاراگوئه بود.

وقتی جورج دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ قدرت را در آمریکا در دست گرفت، پاول به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش ، بالاترین مقام نظامی در وزارت دفاع ایالات متحده منصوب شد.

در ۵۲ سالگی، او جوانترین افسری بود که این پست را بر عهده داشت و اولین افسر آفریقایی-آمریکایی بود که این پست را بر عهده گرفته بود.

هنگامی که ایالات متحده در دسامبر ۱۹۸۹ به پاناما حمله کرد و دولت ژنرال نوریگا را سرنگون کرد، او با بحران فوری روبرو شد. این اقدام آمریکا توسط سازمان ملل متحد به شدت محکوم شد.

در جنگ ۱۹۹۰ خلیج فارس استراتژی ای اجرا شد که تحت عنوان دکترین پاول نامگذاری شد. در اصل ، پاول معتقد بود تا زمانی که همه همه ابزارهای دیپلماتیک ، سیاسی یا اقتصادی ناکام نمانده باشد، ایالات متحده نباید به نیروی نظامی متوسل شود. اما هنگامی که عملیات نظامی آغاز شد ، باید حداکثر نیروی لازم برای تسلیم سریع دشمن و در عین حال کاهش تلفات نیروهای ایالات متحده به کار گرفته شود. همچنین چنین اقدامی باید از حمایت عمومی قابل توجهی برخوردار باشد.

این تفکر ریشه در عزمی داشت که ایالات متحده دیگر خود را در درگیری‌های طولانی و بی ثمر مانند ویتنام گرفتار نکند .

پاول در ابتدا برخلاف میل دیک چنی، وزیر دفاع وقت آمریکا با استفاده از زور در خلیج فارس مخالفت کرد. با این حال ، عملیات طوفان صحرا و سپر صحرا با موفقیت انجام شد و مخاطبان بین المللی را با نام پاول آشنا کرد.

پاول در ماههای اولیه ریاست جمهوری بیل کلینتون، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا بود، اما کار در کنار یک دولت لیبرال را دشوار می‌دانست.

او با رئیس جمهوری جدید بر سر موضوع اجازه ورود افراد همجنسگرا به ارتش درگیر شد.

پاول با این امر مخالف بود و همچنین با مادلین آلبرایت ، سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل متحد، بر سر مداخله نظامی در بوسنی اختلاف نظر کلی داشت.

پاول قاطعانه معتقد بود که تنها هنگامی که تهدیدی برای منافع آمریکا وجود داشته باشد اقدام نظامی قابل توجیه است. او می‌گفت: “ژنرال‌های آمریکایی مانند سربازان اسباب بازی نیستند که بتوانند روی برخی از تخته‌های بازی جهانی جابجا شوند.”

پاول در سال ۱۹۹۳ ارتش را ترک کرد و زمان خود را صرف نوشتن زندگینامه خود کرد، که این کتاب در صدر فهرست پرفروش ترین‌های روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفت. او همچنین مشغول کارهای خیریه شد.

او که از تعهدات خود به عنوان یک افسر ارتش آزاد شده بود، شروع به مشارکت در سیاست کرد. او که از حمایت هر دو حزب اصلی آمریکا برخوردار بود، به عنوان نامزد معاون ریاست جمهوری برای دموکراتها و جمهوری خواهان معرفی شد تا اینکه در سال ۱۹۹۵ موافقت خود را برای نامزد معاون ریاست جمهوری حزب جمهوریخواه اعلام کرد.

صحبت هایی مبنی بر رقابت او در برابر بیل کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۹۶ مطرح شد، اما پاول در نهایت تصمیم گرفت که علاقه‌ای به حرفه سیاسی ندارد.

در سال ۲۰۰۰ ، جورج دبلیو بوش، پاول را به عنوان وزیر امور خارجه ایالات متحده منصوب کرد.

پس از حملات ۱۱ سپتامبر ، پاول در برابر مقامات تندرویی مانند دونالد رامسفلد ، وزیر دفاع قرار گرفت، کسانی که معتقد به مداخله نظامی ایالات متحده حتی بدون حمایت سایر کشورها، در آنچه که “جنگ علیه تروریسم” نامیده شد، بودند.

پاول با پایبندی به دکترین خود ، با دخالت آمریکا در عراق مخالفت کرد، اما برای حفظ ظاهر از بوش حمایت کرد.

شهرت او به عنوان یک مرد با صداقت مطمئناً در متقاعد ساختن سازمان ملل متحد در مورد مداخله نظامی هنگام حضور در شورای امنیت در سال ۲۰۰۳ کمک کرد.

فقط ۱۸ ماه بعد ، با سرنگونی صدام حسین ، پاول اعتراف کرد که اطلاعات مربوط به اینکه دیکتاتور عراق دارای “سلاح های کشتار جمعی” بوده، تقریباً اشتباه بوده است. مدت کوتاهی پس از آن او استعفای خود را از وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد.

او در مورد موضوعات سیاسی صریح صحبت می‌کرد و از دولت بوش در بسیاری از زمینه ها ، از جمله رفتار با زندانیان در بازداشتگاه گوانتانامو انتقاد کرد. پاول در سال ۲۰۰۸ از باراک اوباما، برای ریاست جمهوری آمریکا حمایت کرد.

مهارتهای دیپلماتیک کالین پاول بسیار حائز اهمیت بود و باعث شده بود که او در میان هر دو جناح سیاسی متحدانی داشته باشد.

از او به عنوان یک مرد صادق نام برده شده که در وزارت امور خارجه مورد احترام بود و به خاطر تواضع و رفتار ساده‌اش شهرت داشت.

نقطه قوت بزرگ او این اعتقاد بود که همبستگی به رویارویی ترجیح دارد. رد استراتژی مداخله یکطرفه رامسفلد باعث شد که ایالات متحده در جنگ علیه تروریسم یک اتحاد جهانی ایجاد کند.

او یکبار گفته بود: “جنگ باید آخرین راه حل باشد و وقتی به جنگ می رویم باید هدفی داشته باشیم که مردم ما آن را درک کرده و از آن حمایت کنند.”


برچسب ها
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، مورد بررسی ما قرار خواهد گرفت اما در سایت منتشر نخواهد شد.
  • در این بخش از امکان ِ پی گیری حقوقی و قضاییِ مطالب ارسال شده توسط مخاطبان برخورداریم.