Sunday, 16 May , 2021
امروز : یکشنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۰ - 5 شوال 1442
شناسه خبر : 5011
  پرینتخانه » جامعه, وقایع اتفاقیه تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ - ۸:۰۵ |

۲۵۰۰۰ ایرانی در لیست انتظار پیوند عضو

  دکتر کتایون نجفی‌زاده – مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران در نشست هم‌اندیشی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و هیات رییسه انجمن اهدای عضو که با موضوع ترویج فرهنگ اهدای عضو برگزار شد،‌ گفت: یک فرد مرگ مغزی، مُرده‌ای محسوب می‌شود که طی چند روز به برکت باتری اتوماتیک قلب که با جابجا کردن یون‌ها امواج […]

۲۵۰۰۰ ایرانی در لیست انتظار پیوند عضو
 

دکتر کتایون نجفی‌زاده – مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران در نشست هم‌اندیشی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و هیات رییسه انجمن اهدای عضو که با موضوع ترویج فرهنگ اهدای عضو برگزار شد،‌ گفت: یک فرد مرگ مغزی، مُرده‌ای محسوب می‌شود که طی چند روز به برکت باتری اتوماتیک قلب که با جابجا کردن یون‌ها امواج الکتریکی ایجاد می‌کند، قلبش تپش دارد و عضله قلب را به حالتی در می‌آورد که ضربان قلب ادامه داشته باشد. تا زمانیکه اکسیژن به قلب برسد، تپش را ادامه می‌دهد.

وی افزود: مرکز نفس انسان در ساقه مغز قرار دارد. اگر کسی دچار ضربه مغزی یا تومور مغزی یا خونریزی مغزی و… شود،‌ مغزش ورم می‌کند و این چهار رگی که از گردن به مغز خونرسانی می‌کنند به دلیل این فشار بسته می‌شود و خونرسانی متوقف می‌شود. هر عضوی هم که به آن خون‌ نرسد، حیات خود را از دست می‌دهد. بنابراین مرگ مغزی با کما متفاوت است. در مرگ مغزی خون به مغز نمی‌رسد، ‌سلول می‌میرد و متلاشی می‌شود.

نجفی‌زاده ادامه داد: بر این اساس اگر جمجمه یک فرد مرگ مغزی را باز کنید،‌ بوی تعفن احساس می‌کنید. زیرا جمجمه بسته‌ای بوده که اکسیژن به آن نمی‌رسد، سلول‌ها در آن متلاشی شده‌اند و مانند مغز یک گوسفند است زمانیکه آن را در یک جعبه گذاشته و سه روز در یک اتاق نگه دارید. بنابراین در مرگ مغزی نفس قطع می‌شود، اما به برکت دستگاه تنفس مصنوعی و لوله‌گذاری مصنوعی، گره قلب فریب خورده و وقتی اکسیژن به آن می‌رسد، تپش خود را ادامه می‌دهد.

وی همچنین گفت: حالا اشکال قضیه این است که سمومی که از مغز ترشح می‌شود،‌ باعث می‌شود که قلب هم از کار بایستد. همه می‌دانند که بافت مرده به دلیل موادی که ترشح می‌کند، تمام سلول‌های بدن را از بین می‌برد. بنابراین با بهترین مراقبت‌ها نهایتا دو هفته می‌توان یک بیمار مرگ مغزی را نگه داشت. اگر فرد مرگ مغزی در لحظه اول،‌ هشت عضو برای اهدا دارد، روز چهارم ممکن است دو عضو برای اهدا داشته باشد و سموم باعث شده باشند که اعضا از کار بیفتند و دیگر قابل استفاده نباشند.

نجفی‌زاده تاکید کرد: بنابراین ظاهر قضیه اهدای عضو این است که یک نفر که تا دیروز در کنار خانواده‌اش بوده است،‌ با اتفاقی اعم از خونریزی یا سکته مغزی یا ضربه، دچار مرگ مغزی شده است و حالا در آی سی یو بر روی تخت خوابیده، دستگاه تنفس مصنوعی به او نفس می‌دهد و ظاهرا فرد نفس دارد، قلبش هم می‌زند. در این شرایط خانواده چطور بفهمد که عزیزش جان باخته و از بین رفته است و اجازه دهد که ارگان‌هایش اهدا شود؟ باور این قضیه برای خانواده دشوار است. باید توجه کرد که ۹۹ درصد مرگ‌ها قلبی است و همه آن را می‌شناسند. در حالی که یک درصد از مرگ‌ها، مرگ مغزی است و فرد در بیمارستان، زیر دستگاه خوابیده و ممکن است از نظر خانواده فرقی با کما نداشته باشد، اما معاینات تخصصی تفاوت آن را نشان می‌دهد.

وی با بیان اینکه تاکنون با کمک رسانه‌ها در زمینه مرگ مغزی به مردم اطلاع رسانی کرده‌ایم،‌ گفت: آیا این اطلاع رسانی کافی بوده است؟ باید توجه کرد که پیشرفت قابل توجهی داشته‌ایم. به طوری که آمار رضایت به اهدای عضور در سال ۱۳۸۳ در کشور پنج درصد بود و سال ۱۳۸۹ حدود ۳۳ درصد بود. به تدریج این آمار افزایش یافته و در حال حاضر متوسط کشوری ۷۰ درصد است، اما ۳۰ درصد مردم واقعا خودشان از قبل درباره مرگ مغزی آگاهی دارند،‌ ۴۰ درصد دیگر هماهنگ کننده اهدا با مهارتی که دارد، در آن لحظه حادثه اطلاع رسانی درست می‌کند تا خانواده تصمیم درست اتخاذ کند.  

نجفی‌زاده گفت: نکته‌ این است که اگر آدم‌ها ندانند که مرگ مغزی چه هست،‌ چگونه در لحظه حادثه می‌توانیم به آنها بفهمانیم که چنین پدیده علمی وجود دارد و مرده‌هایی هستند که قلب‌شان تا چند روز به مدد دستگاه می‌زند. ما باید از قبل در این زمینه اطلاع رسانی کنیم. مانند کاری که کشور اسپانیا انجام داده است. در اسپانیا آمار رضایت به اهدای عضو ۹۱ درصد است. زیرا اطلاع‌رسانی وسیعی داشتند و هر اقدامی در حوزه اهدای عضو انجام می‌دهند، اطلاع رسانی می‌شود.

وی تاکید کرد: حال این موارد به چه زبانی باید به اطلاع مردم برسد و آموزش داده شود تا به این باور برسند که فرد مرگ مغزی جان باخته و دیگر بازنمی‌گردد. آیا متخصص این اقدام  پزشکان هستند؟ در درجه اول این است که ما مردم را تشویق به دریافت کارت اهدای عضو می‌کنیم؛ زیرا هر کسی تصمیم‌گیری برای خودش خیلی راحت‌تر از این است که دیگران بخواهند در این زمینه تصمیم بگیرند. باید توجه کرد که قبلا ۱۰ درصد مردم کارت اهدای عضو داشتند که در حال حاضر به ۱۷ تا ۱۸ درصد رسیده است. این درحالی است که در آمریکا ۶۸ درصد مردم اعلام کردندکه اگر جان خود را از دست دادم، می‌خواهم اعضایم را اهدا کنم. آمار ما خیلی پایین است چرا؟ زیرا در آن کشورها نشان اهدا بر روی گواهی‌نامه‌هایشان ثبت است، هرکجا که می‌روند درباره اهدای عضو از آنها پرسیده می‌شود. البته ما نیز تلاش‌مان را در این زمینه کردیم و خوشبختانه اقداماتش در حال انجام است و قرار شد بر روی کارت ملی ثبت شود و از همه جا قابل دسترس باشد که در کمیسیون اجتماعی دولت مصوب شد و برای تصمیم گیری نهایی به هیات دولت رفته است.

نجفی زاده با بیان اینکه ما باید کاری کنیم که اطلاع رسانی در زمینه اهدای عضو بسیار فراتر شود، گفت: اقداماتی که انجام دادیم، خیلی خوب بوده اما خیلی کم بوده است و شاید خیلی تخصصی نبوده است. ما باید از خود رسانه‌ها بخواهیم که مسئولانه به عنوان مسئولیت خودشان این کار را دنبال کنند. نیاز به کار تخصصی‌تر دراین زمینه داریم. به عنوان مثال امسال در کمپین درختکاری که به یاد اهداکنندگان داشتیم،‌ نه تنها در کل ایران این حرکت اطلاع رسانی شد،‌ بلکه دنیا هم فهمید که ما چه اقدامی انجام داده‌ایم.

وی با بیان اینکه باید کاری کنیم که مردم در زمینه اهدای عضو اطلاعات کافی داشته،‌ نظرات‌شان را در این زمینه اعلام کنند و وقتی حادثه‌ای برای عزیزان‌شان رخ داد،‌ تصمیم درست را بگیرند،‌ گفت: ما هر کار که می‌توانستیم انجام دادیم و همه هم همراهی کردند. در حال حاضر شاخص PMP ما یعنی تعداد اهدای عضو در یک میلیون نفر ۱۴.۳ بوده است. این شاخص در کشور اسپانیا که در حوزه اهدای عضو کشور برتر در دنیاست، ۴۹.۶ است؛ یعنی چهار برابر کشور ما. آنها حتی از افراد مسن  هم اهدای عضو انجام می‌دهند،‌ اما خانواده جوان ۱۸ ساله ما که با حادثه‌ دچار مرگ مغزی شده،‌ رضایت نمی‌دهد و ارگان‌های ارزشمند آن که می‌تواند بیماران زیادی را نجات دهد، زیر خاک می‌روند. کلیه این فرد می‌تواند یک فرد دیالیزی را به زندگی عادی بازگرداند،‌ خاک می‌کنیم،‌ اما بعد هفت برابر هزینه دیالیز آن بیمار می‌شود. باید توجه کرد که یک مریض دیالیزی طی پنج سال هفت برابر هزینه بیشتری می‌برد تا زمانیکه او را پیوند کنیم. اکنون باید وارد مرحله جدیدتری شویم و اقدامی حرفه‌ای انجام دهیم تا جایگاه ایران را در جهان در این حوزه ارتقاء دهیم.

وی گفت: فرهنگ ما فرهنگ ایثار است و دانش متخصصین ما بسیار بالاست. مرکز پیوند کبد شیراز بهترین مرکز دنیا از نظر تعداد پیوند کبد در یک مرکز است و بعد از آن مرکزی در کالیفرنیای آمریکا قرار دارد. اگر در همه قسمت‌های اهدای عضو اعم از فرهنگی، علمی و…  کار انجام شود،‌ مطمئنم که بهترین در دنیا خواهیم شد.

دکتر قبادی- نایب رییس انجمن اهدای عضو ایرانیان نیز در این نشست، گفت: از هر ۲۵ هزار نفر بیمار نیازمند عضو در لیست انتظار هر دو تا سه ساعت یک نفر فوت می‌کند. بر این اساس یعنی روزانه هفت تا ۱۰ نفر و سالی ۳۰۰۰ نفر در لیست انتظار پیوند فوت می‌کنند. افرادی که نباید فوت کنند. زیرا ایران در تکنولوژی پیوند اعضا در آسیا رتبه یک را دارد و با فاصله بسیار زیاد در رتبه دوم فلسطین اشغالی قرار دارد.

وی افزود: ایران مدرس اهدا و پیوند اعضا در منطقه است، ایران هر هشت پیوند ارگان‌های حیاتی را با خروجی بسیار خوب و نزدیک به نتایج جهانی انجام می‌دهد و ایران پیوند روده را که در اروپا زیر بار انجامش نمی‌روند و در آمریکا چهار پنج مرکز بیشتر ندارد،‌ در شیراز انجام می‌دهد که تاکنون ۶۲ پیوند انجام داده و ۵۶ موردش موفق بوده است.

قبادی گفت: بنابراین این‌ها نشان می‌دهد که مشکل بیمارانی که در لیست انتظار جان می‌بازند، کمبود تکنولوژی و دانش فنی نیست. آیا مشکل‌شان ارگان اهدایی است؟ باید توجه کرد که ما در سال ۱۳۹۸، از ۲۰۰۰ اهداکننده‌ای که قابلیت اهدا داشتند،‌ ۷هزار و ۲۳۰ ارگان قابل پیوند را خاک کردیم.

قبادی ادامه داد: باید توجه کرد که اهدای عضو در جهان یک سه پایه است؛ پایه اول علم است که نقش علم در نجات جان بیماران نیازمند پیوند ۲۰ درصد است. پایه دوم زیرساخت خوب است که ۳۰ درصد در نجات بیماران نقش دارد و ایران به اندازه کافی از آن برخوردار است. پایه سوم فرهنگ است که ۵۰ درصد در نجات جان بیماران نقش دارد. نقش ما پزشکان در نجات جان بیماران در مقوله پیوند اعضا ۲۰ درصد است و نقش رسانه ها ۵۰ درصد است.

قبادی گفت: از نظر جهانی میزانی که یک انسان نیاز به پیوند پیدا میکند ۵.۹ برابر آن است که بخواهد مرگ مغزی شود. به ویژه در کشوری مانند ایران که در بیماری فشار خون و بیماری قند به شدت شایع است.

وی با بیان اینکه در اهدای عضو دو دسته مشکل داریم، گفت: مشکل اول این است که مرگ مغزی را که فرد در آن حرکت قفسه سینه و ضربان قلب دارد، مرگ نمی شناسند که ۸۰ درصد مشکل در دنیا این است و مشکل دوم این است که بعد از اینکه فهمیدند، رضایت و تمایل به اهدای عضو داشته باشند. کشورهایی پیشرو شدند مانند اسپانیاکه ۲۷ سال است پیاپی رتبه یک جهان را در این زمینه با فاصله بسیار زیاد از چهار کشور دیگری که یکسال آمریکاست، یکسال پرتغال و یک سال کرواسی و…دارند.

قبادی گفت: اسپانیا بر روی این موضوع که مرگ مغزی مساوی با مرگ است کار کرده است. من در بیمارستانی در بارسلون درست خواندم که در آنجا مرکزی به نام مدیا بود و همه مباحث مستندسازی شده و در رسانه ها نزدیک به ۱۵ بار در روز تکرار می شد، به طوری که مرگ مغزی را مساوی با مرگ میدانند. در عین حال به اهدای عضو افتخار می کنند به دو دلیل، یکی اینکه وقتی میگویند که اهدای عضو در کشوری درجه یک است، یعنی اصحاب رسانه و مسئولان فرهنگی این کشور بسیار به آن پرداختند و دوم اینکه از نظر نظام سلامت به قله رسیدند. شعاری در پزشکی داریم که بر اساس آن کشوری به اوج نظام سلامت می رسد که برنامه پیوند داشته باشد و به همین دلیل به این موضوع و قله پیوند در ایران رسیده ایم. در قسمت دوم هم که فرهنگسازی است با اینکه همه همراهی کردند، اما یک حالت پیوست و نهادینه سازی نبوده که باید این نهادینه سازی انجام شود.

 

 


 

برچسب ها
,
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، مورد بررسی ما قرار خواهد گرفت اما در سایت منتشر نخواهد شد.
  • در این بخش از امکان ِ پی گیری حقوقی و قضاییِ مطالب ارسال شده توسط مخاطبان برخورداریم.