Friday, 7 May , 2021
امروز : جمعه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۰ - 26 رمضان 1442
شناسه خبر : 5856
  پرینتخانه » سیاست, قـطـار اخـبـار تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ - ۲۰:۲۱ |
فرخ نگهدار

برخی روحانیون خود را چپ‌های واقعی می دانستند

  یکی از نیروهای شاخص سازمان چریک‌های فدایی خلق در ابتدای انقلاب ۵۷ گفت: برخی روحانیون هم بودند که نه ‌تنها ضد چپ نبودند بلکه خود را چپ‌های واقعی و مستقل می‌دانستند. فرخ نگهدار در زمان فروردین ۱۳۵۸ درباره اینکه فدائیان با چه معیارهایی در رفراندوم شرکت کردند، به روزنامه «شرق» گفت: «فدائیان خلق از […]

برخی روحانیون خود را چپ‌های واقعی می دانستند
 

یکی از نیروهای شاخص سازمان چریک‌های فدایی خلق در ابتدای انقلاب ۵۷ گفت: برخی روحانیون هم بودند که نه ‌تنها ضد چپ نبودند بلکه خود را چپ‌های واقعی و مستقل می‌دانستند.

فرخ نگهدار در زمان فروردین ۱۳۵۸ درباره اینکه فدائیان با چه معیارهایی در رفراندوم شرکت کردند، به روزنامه «شرق» گفت: «فدائیان خلق از بدو تأسیس با دو مشخصه اصلی شناخته شدند. یکی فداکاری و از جان گذشتن، و دیگری صداقت در رفتار سیاسی. وقتی انقلاب پیروز شد ما فدائیان خلق، که در بزرگترین سازمان غیرمذهبی کشور متشکل بودیم و بیش از سازمان سیاسی دیگری در نبرد با استبداد قربانی داده بودیم، حق خود می‌دانستیم که در تعیین سرنوشت و ساختن کشورمان فعالانه مشارکت کنیم. انتظار ما این بود که نقطه‌نظرهای ما نیز در پایه‌گذاری نظام جایگزین به رأی مردم گذاشته شود. ما بلافاصله پس از سرنگونی کامل نظام سلطنتی اعلام کردیم که مایلیم به دیدار آیت‌الله خمینی برویم و دیدگاه‌های خود را با ایشان در میان بگذاریم. یک هدف دیدار همین بود که درباره رفراندوم پیشنهادی و موضوع آن با ایشان صحبت کنیم. اما حتی قبل از اینکه پیغام ما به ایشان برسد، کسانی از تریبون‌ها اعلام کردند که ایشان با فدائیان دیدار نخواهند داشت. فدائیان درواقع دو پیشنهاد را مطرح کردند. در مرحله اول پیشنهاد ما این بود که اول انتخابات مجلس مؤسسان صورت گیرد و قانون اساسی تازه توسط آن مجلس تدوین شود. سپس آن قانون با برگزاری رفراندوم به رأی ملت گذاشته شود. استدلال اصلی ما در دفاع از این پیشنهاد این بود که برای مردم محتوای جمهوری اسلامی هنوز روشن نیست. هیچکس نمی‌داند جمهوری اسلامی واقعاً چه نوع حکومتی است. اما اگر اول قانون اساسی تدوین شود، همه آن قانون را خواهند خواند و با آگاهی و اشراف رأی خواهند داد. متأسفانه این پیشنهاد مورد توجه قرار نگرفت.»

او ادامه داد: «من در مصاحبه با تلویزیونی گفتم که فدائیان می‌گویند باید مجلس مؤسسان انتخاب شود و قانون اساسی نوشته شود. سپس آن قانون را در یک رفراندوم به رأی مردم بگذاریم. گفتم چون ما از محتوای جمهوری اسلامی خبر نداریم، نمی‌توانیم به آن رأی مثبت یا منفی بدهیم.»

او درباره اینکه نام پیشنهادی‌تان برای نظام تازه تأسیس چه بود، بیان کرد: «آقای مهدی بازرگان که نخست‌وزیر منصوب از سوی آیت‌الله خمینی بود، پیشنهاد کرد نام نظام بشود جمهوری دموکراتیک اسلامی. ما گفتیم باید تمام پیشنهادها برای نام حکومت بعدی روی برگه رفراندوم بیاید و به رأی مردم گذاشته شود؛ از جمله پیشنهاد ما یعنی جمهوری دموکراتیک. منظور ما از جمهوری دموکراتیک حکومتی بود که در آن اکثریت مردم، یعنی کارگران و زحمتکشان، دست بالا را داشته باشند. البته حرف اصلی ما تشکیل مجلس مؤسسان و تدوین قانون اساسی توسط نمایندگان مردم بود. برای ما اسم نظام تعیین‌کننده نبود. قانون اساسی تعیین‌کننده بود. ما خیلی صادقانه همان حرف‌هایی را زدیم که به آن اعتقاد داشتم. در کار ما ذره‌ای ظاهرسازی یا فرصت‌طلبی نبود. ما خیلی ساده‌دلانه گفتیم نمی‌دانیم جمهوری اسلامی یعنی چه که به آن رأی مثبت یا منفی بدهیم.»

او ادامه داد: «از همان فردای رفراندوم دسته‌جاتی در اطراف شعار می‌دادند کسی که رأی نداده، حق نظر نداره و با هواداران سازمان ما درگیر می‌شدند. بارها خود من جلوی دانشگاه تهران این شعار را شنیدم و شاهد حمله به هواداران سازمان بودم. اکثر هواداران ما دانش‌آموزان و دانشجویان بودند.»

نگهدار در پاسخ به این پرسش که درصورتی که فدایی‌ها در رفراندوم شرکت نکرده بودند، چرا بعداً در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورا نامزد معرفی کردند و خواستار حضور در حکومتی شدند که به آن رأی نداده بودند، بیان کرد: «معنای رأی ندادن فدائیان خلق به اسم نظام این نبود که در هیچ انتخاباتی پس از تصویب قانون اساسی شرکت نمی‌کنند. ما انتخابات را رد نکردیم. حرف ما این بود که اول قانون اساسی نوشته شود و بعد همان قانون به رأی ملت گذاشته شود. اتفاقاً هم دولت موقت و هم روحانیون طرفدار آیت‌الله خمینی هم نگفتند که چون فدائیان در رفراندوم ۱۲ فروردین شرکت نکردند، حق شرکت در هیچ انتخاباتی را ندارند. در انتخابات مجلس خبرگان و در اولین انتخابات مجلس تمام نامزدهای فدایی پذیرفته شدند. البته در همان زمان عده‌ای به شدت علیه ما تبلیغ می‌کردند و می‌گفتند چون فدائیان غیرمذهبی هستند، نباید حق شرکت در هیچ انتخاباتی داشته باشند. حتی برخی از حامیان دولت بازرگان مثل قطب‌زاده علیه شرکت چپ‌ها تبلیغ می‌کردند. خیلی‌ها آن روزها در خیابان‌ها شعار مرگ بر فدایی می‌دادند. در عین ‌حال برخی روحانیون هم بودند که نه ‌تنها ضد چپ نبودند بلکه خود را چپ‌های واقعی و مستقل می‌دانستند. ما از صحبت‌های کسانی مثل آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها همان زمان چنین استنباطی داشتیم. یا مثلاً آیت‌الله بهشتی علیه ما تبلیغات منفی نداشت و از برخی از شعارهای ما هم، مثل اصلاحات ارضی، یا حمایت از طبقات محروم، حمایت می‌کرد. اگرچه در تدوین قانون اساسی با ما مستقیماً مشورت نشد اما در برخی اصول آن ایده‌های چپگرایان به‌وضوح انعکاس یافت.»

 


 

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، مورد بررسی ما قرار خواهد گرفت اما در سایت منتشر نخواهد شد.
  • در این بخش از امکان ِ پی گیری حقوقی و قضاییِ مطالب ارسال شده توسط مخاطبان برخورداریم.