Saturday, 19 June , 2021
امروز : شنبه, ۲۹ خرداد , ۱۴۰۰ - 10 ذو القعدة 1442
شناسه خبر : 3208
  پرینتخانه » الف, با گزارشگران الفبا تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۹۹ - ۹:۳۲ |
گزارش ویژه "الفبا" / بررسی عذرخواهی آیت الله صدیقی از روایت مرگ آیت الله مصباح یزدی

اینک شما و این دو راهه منزل

آیت الله صدیقی، به عنوان یکی از باورمندان به وجوه سترگِ"ولایت"، دارای باورها و عقایدی است که ارتباط آنها با روایت مذکور به هیچ وجه غریب و دور از ذهن نیست و شگفتا که سردبیر روزنامه "کیهان" که پرونده ی "نامدگان و رفتگان" را در اختیار دارد، از آنها بی خبر باشد. آیت الله صدیقی در راستای همین نوع باورها و عقاید است که به وضوح در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام کرد « یقیناً وزرای کابینه (دولت احمدی نژاد) قبل از آنکه وزیر دولتی باشند بنده خدا هستند، شیعه امیر المومنین‌اند، مقلد حضرت آقا هستند و تحت ولایت مطلقه‌ای‌ مقام معظم رهبری قرار دارند.  یکی از وزرای کابینه به من گفت ما معتقدیم اگر حضرت آقا همسر آقای رئیس‌جمهور را طلاق بدهد، همسر رئیس‌جمهور برایش حرام می‌‌شود و رئیس‌جمهور نمی‌تواند به او دست بزند».
اینک شما و این دو راهه منزل
 

«آیت‌الله مصباح یزدی را در خانه غسل دادند و کسی غسل داد که آیت‌الله حق‌شناس را غسل داده بود، دامادِ داماد ایشان آقای دکتر محمدی جزو مریدان آیت‌الله حق‌شناس بود. او تعریف کرد آیت‌الله جاودان به ما پیام داد که اگر از آقای مصباح یک کرامتی دیدید به ما بگویید. غسال روایت می‌کند وقتی این پیام را دریافت کردم آرزو کردم که ‌ای کاش آیت‌الله مصباح در آن دنیا شفاعتی بکند. تا این آرزو را کردم دیدم آیت‌الله مصباح چشمانشان را باز کردند و یک نگاه مهربانانه‌ای کرد و دوباره چشمانش را بست».

این سخنان آیت الله صدیقی در کم ترین زمان ممکن با حمله و هجمه از جانب سه طیف در فضای سیاسی کشور مواجه شد. موج نخست؛ مخالفین نظام جمهوری اسلامی در فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای بودند که انتقادات خود را در این زمینه در نهایت به اینجا رساندند که “مصباح یزدی را زنده به گور کرده اند”!

طیف دوم؛ چهره هایی از”اصلاح طلبان” بودند که این نوع روایت ها را کاملاً کذب و بی اعتبار دانستند و آیت الله صدیقی را متهم به ترویج خرافات و دروغ کردند. در موردی مشخص در همین طیف، عباس عبدی به واقعه ی مذکور اینگونه واکنش نشان داد « سخنان آقای صدیقی ۵ وجه دارد. ۱: او که این‌ها را گفت. ۲: مجری که در تایید سر تکان می‌دهد. ۳: رسانه‌ای که پخش کرد. ۴: عده‌ای که باور دارند. ۵: مجموعه‌ای که می‌داند دروغ است و برخوردی نمی‌کند. پنجمی زیان بار‌تر از همه است، زیرا بقای خود را در ترویج دروغ و خرافه دیدن است».

اما طیف سوم؛ از منتهی الیه هسته ی مرکزی نظام بود که انتقادش نسبت به سخنان امام جمعه تهران در این خطابِ آلوده به عتاب از جانب سردبیر روزنامه “کیهان”، برجسته شد « با کمال تاسف و ضمن پوزش از آقای صدیقی باید گفت، نقل ماجرای مورد اشاره بی‌آن‌که ایشان بخواهد نه ‌فقط تکریم و تجلیل از حضرت آیت‌الله مصباح نیست بلکه جفا در حق آن استاد بزرگ و رجل گرانقدر الهی نیز هست؛ ضمن آن که جفا به شخصیت خود ایشان هم تلقی می‌شود و این نکته را نمی‌توان نادیده گرفت…».

در مواجهه ی نخست با این سخنان امام جمعه تهران، آنچه جالب توجه است، اتحاد و اشتراک این سه طیف مذکور در مقام و موضع انتقاد و مخالفت با روایت مطرح شده از جانب آیت الله صدیقی است. به دیگر بیان؛ این نکته قابل تأمل است که امام جمعه تهران چه گفته است که یکی از توابع آن ایجاد اتحاد و اشتراک دیدگاه ها در این سه طیفِ ناهمگون شده است!

البته، پرواضح است که علیرغم این موضع مشترک، هر یک از این سه طیف از منظری خاص به نقد سخنان امام جمعه تهران پرداخته اند؛ طیف نخست از منظر تخریب و تسخیف روحانیت به عنوان متولیان رسمی نظام سیاسی مستقر، طیف دوم از منظر بیرون کشیدن خود از زیر بار انتقاداتی که از جانب اکثریت رأی دهندگان به نامزد “اصلاح طلبان” در قامت رئیس جمهور در سالیان اخیر مطرح شده و ایشان حسن روحانی را چون کلاهی می دانند که دست آلوده به انواع اکاذیبِ “اصلاح طلبان” بر سرشان نهاده است، و طیف سوم از منظر حفاظت و حراست از جایگاه سیاسی امام جمعه تهران که در مقاطع و شرایطی خاص می تواند دارای کارکردهای موثری در راستای اهداف این طیف باشد.

فرجام اتحاد و اشتراک این سه طیف در موضع انتقاد علیه سخنان اخیر آیت الله صدیقی نیز در نهایت چنین شد که ساعاتی پس از انتشار یادداشت انتقادی روزنامه “کیهان”، ایشان به صورت رسمی از بیان آن روایت عذرخواهی کرد و گفت «در مصاحبه‌ای یک نکته‌ای را مطرح کردم که همینجا از روح بلند آیت‌الله مصباح یزدی عذرخواهی می‌کنم که ما چقدر کوتاه فکر می‌کردیم و کرامت آقای مصباح را ما چه می‌دیدیم که اینجور فضایی هم ایجاد شد… از مومنان و از کسانی که پای خطبه‌های ما بوده‌اند و دلی با این روضه‌خوان دارند و این روزها شاهد این طوفان‌ها هستند، از همه با همه وجودم عذرخواهی می‌کنم».

https://media.hamshahrionline.ir/d/2021/01/12/4/4536351.jpg

اما این عذرخواهی امام جمعه تهران بسیار شگفت انگیز و البته بی اعتبار است.

پرسش این است که آیت الله صدیقی دقیقاً و عمیقاً از چه چیز عذرخواهی کرده است؟ روایتی که ایشان درباره حالات پس از مرگ آیت الله مصباح یزدی مطرح کرده است را حسین شریعتمداری از این موضع مورد نقد قرار داده است که « آن چه از برادر عزیزمان جناب صدیقی انتظار می‌رفت آن که اولاً تمامی احتمالات یادشده را در نظر می‌گرفتند و پیش ‌از آن اظهار نظری نمی‌فرمودند، زیرا ماجرای نقل‌شده از نوع رخدادهای طبیعی و عادی نبوده است که به آسانی قابل‌ باور باشد! آن هم از سوی عالم دینی برجسته و پاکباخته‌ای نظیر جناب صدیقی».

سردبیر کیهان در بخشی از همین یادداشت می نویسد « آیت‌الله مصباح‌ یزدی را فقیهی مجاهد با شجاعتی مثال‌زدنی و آمیخته به تقوای الهی می‌دانم؛ تا آنجا که هرگاه بدخواهان با زبان و قلم به آن حکیم الهی تاخته‌اند، وظیفه و تکلیف خود دانسته‌ام که در حد و ‌اندازه وسع خویش، زبان و قلم به دفاع از ساحت مقدس آن استاد بزرگوار بگردانم».

در اینجا پرسش این است که حسین شریعتمداری چگونه مدعی است که آیت الله مصباح یزدی را “فقیهی آمیخته به تقوای الهی و حکیم الهی و دارای ساحت مقدس” می داند، اما در عین حال روایت آیت الله صدیقی را “از نوع رخدادهای طبیعی و عادی که به آسانی قابل باور باشد” نمی داند؟

پرواضح است که در حدودِ “فقیه و حکیمی الهی و دارای ساحتی مقدس”، آنچه آیت الله صدیقی روایت کرده است نه تنها نمی تواند در شعاع امور و وقایع “غیرطبیعی و باور نکردنی” قرار بگیرد، بلکه با آگاهی از ابتداییات روایت های تاریخی ارائه شده درباره همگنانِ آیت الله مصباح، می توان دریافت که آنچه امام جمعه تهران نقل کرده از کمترین و ساده ترین احوالاتی است که راهی به ساحت تجربیات معنوی و الهیِ امثال ایشان داشته است.

بنابراین؛ آنچه از عذرخواهی آیت الله صدیقی شگفت انگیزتر می نماید، نوع و لون انتقاد سردبیر روزنامه “کیهان” نسبت به این ماجرا است. چرا و چگونه است که حسین شریعتمداری روایت مذکور درباره آن “حکیم الهی ِدارای ساحتِ مقدس” را “غیر طبیعی و باورنکردنی” می داند؟ مگر ایشان نخوانده و نشنیده و یا نمی داند که امثال آیت الله مصباح یزدی بارها مروج و مویدِ وقوع تجربیاتِ معنوی و الهیِ بسیار فراتر از این مورد، درباره سایر “حکیمان الهیِ دارای ساحت مقدس” بوده است؟

و از دیگر سو، حسین شریعتمداری علاوه بر عدم آشنایی با اینگونه کرامات و اذواق و مواجیدِ امثال آیت الله مصباح یزدی، آیا از نظام فکری و نوع عقاید و باورهای آیت الله صدیقی نیز بی خبر است؟

آیت الله صدیقی، به عنوان یکی از باورمندان به وجوه سترگِ”ولایت”، دارای باورها و عقایدی است که ارتباط آنها با روایت مذکور به هیچ وجه غریب و دور از ذهن نیست و شگفتا که سردبیر روزنامه “کیهان” که پرونده ی “نامدگان و رفتگان” را در اختیار دارد، از آنها بی خبر باشد. آیت الله صدیقی در راستای همین نوع باورها و عقاید است که به وضوح در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام کرد « یقیناً وزرای کابینه (دولت احمدی نژاد) قبل از آنکه وزیر دولتی باشند بنده خدا هستند، شیعه امیر المومنین‌اند، مقلد حضرت آقا هستند و تحت ولایت مطلقه‌ای‌ مقام معظم رهبری قرار دارند.  یکی از وزرای کابینه به من گفت ما معتقدیم اگر حضرت آقا همسر آقای رئیس‌جمهور را طلاق بدهد، همسر رئیس‌جمهور برایش حرام می‌‌شود و رئیس‌جمهور نمی‌تواند به او دست بزند».

کسی با اینگونه باورها و عقاید و البته در پرتو آشنایی با کشف و شهودها و تجربیات معنوی و الهیِ روحانیون شیعه که طی بیش از چندین سده به عنوان سند ثبت شده و در نظام آموزشی کنونی کشور و در مجالس و منابر مذهبی تکرار می شود، چرا باید از نقل روایتی به شدت خفیف (در نسبت با آنگونه روایت ها) درباره حالات پس از مرگِ یک “حکیم الهیِ دارای ساحت مقدس” عذرخواهی کند؟

تکلیف کسانی که از ابتدا نسبت به اینگونه تحولات و تبدلات معنوی و الهی، دارای ضعفِ باور و سستی اعتقاد بوده اند، روشن است، اما آیت الله صدیقی و حسین شریعتمداری را چه شده است که در این دوران، بلافاصله پس از مواجهه با موج نخست واکنش ها از جانب همان جماعتِ دارای ضعف باور و سستی اعتقاد، نقل این گونه روایت ها درباره امثال آیت الله مصباح یزدی را تکذیب و از اعلام و انتشار آنها عذرخواهی می کنند؟

و البته پرواضح است که کانونِ انتقادِ سردبیر”کیهان” نیز همین”رسانه ای شدن این روایت”بوده است که در یادداشت مذکور می نویسد « سؤال این است که طرح این ماجرا در رسانه و برای عموم چه ضرورتی داشته است؟».

https://www.alef.ir/files/post/lg/2020/28/208212.jpg

آیت الله صدیقی و حسین شریعتمداری آیا نمی دانند که آیت الله مصباح یزدی، اصولاً و اساساً اعتقاد و التزامی به آنچه در وادی طرح اینگونه روایات، به عنوان”عقلانیت” و “منابع محدود شناخت” و “طبیعی بودن”، به میان می آید، نداشته است؟ و البته که این نوع نگرش، در سرزمین ِعقاید و باورهای تاریخی اسلاف و اخلاف ایشان، هرگز دیدگاهی نادر و شاذ نیز نبوده و نیست.

سزاست که عذرخواهان از طرح و انتشار و باورِ روایت مذکور، بار دیگر از عذرخواهی خود عذرخواهی کنند و امثال حسین شریعتمداری نیز در تقویت باورها و عقاید خود بکوشند، چرا که روایت مذکور درباره حالات پس از مرگ آیت الله مصباح، آنگونه که اشاره شد، از کم ترین و ساده ترین احوالاتی بوده که در تاریخ روحانیت شیعه از جانب کسانی (در بسیاری از موارد با چندین واسطه) مطرح شده است که اگر امثال نگارنده این سطور، ذره ای و لحظه ای در سرزمین تردید در مدعیات ایشان پا سفت کند، با شدید ترین حملات و هجمات از جانب آیت الله صدیقی و حسین شریعتمداری مواجه خواهد شد.

بنابراین؛ ایشان هستند و این دو راهه منزل، یا عذرخواهی دوباره و یا پذیرش توابع و توالیِ گسترش دامنه ی آن ضعف باورها و سستی عقایدها به سرزمینِ شریعت مدارانی چون شریعتمداری، و راویانِ صادقی چون صدیقی.

 

 


 

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، مورد بررسی ما قرار خواهد گرفت اما در سایت منتشر نخواهد شد.
  • در این بخش از امکان ِ پی گیری حقوقی و قضاییِ مطالب ارسال شده توسط مخاطبان برخورداریم.